مشاوران پیشنهادی:

چرا پذیرفتن اینکه به کمک نیاز داریم دشوار است؟ نگاهی روان‌شناختی به درمان

پارمیدا کیانی راد
پارمیدا کیانی راد
چهارشنبه, 18 شهریور 1405

زمان مطالعه : 5دقیقه

تعداد بازدید : 176

چرا پذیرفتن نیاز به کمک دشوار است؟ | ترس از درمان


چرا پذیرفتن اینکه به کمک نیاز داریم دشوار است؟ نگاهی روان‌شناختی به درمان

گاهی می‌دانیم حالمان خوب نیست، می‌دانیم چیزی در زندگی‌مان تغییر کرده یا مدت‌هاست با یک احساس، فکر یا مشکل تکرارشونده درگیر هستیم؛ اما با این حال، برای کمک گرفتن اقدامی نمی‌کنیم.

ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها با اضطراب، غم، فرسودگی، مشکلات رابطه‌ای یا احساس تنهایی زندگی کنیم و هر بار با خودمان بگوییم: «خودم درستش می‌کنم.»

اما چرا کمک گرفتن، با وجود اینکه می‌تواند حال ما را بهتر کند، گاهی این‌قدر دشوار است؟

کمک خواستن همیشه به معنای ضعف نیست

یکی از رایج‌ترین دلایلی که افراد مراجعه به روانشناس را به تعویق می‌اندازند، این باور است که «اگر بتوانم خودم از پسش بربیایم، قوی‌ترم.»

در بسیاری از فرهنگ‌ها، از جمله فرهنگ ما، مستقل بودن و تحمل کردن گاهی به‌عنوان نشانه قدرت دیده می‌شود. به همین دلیل ممکن است فرد تصور کند درخواست کمک یعنی نتوانسته از عهده زندگی‌اش برآید.

در حالی که کمک گرفتن می‌تواند دقیقاً نقطه مقابل ضعف باشد.

شناختن محدودیت‌های خود، پذیرفتن نیازها و تصمیم گرفتن برای تغییر، به آگاهی و شجاعت نیاز دارد.

ذهن ما چرا در برابر درمان مقاومت می‌کند؟

ذهن انسان به‌طور طبیعی تلاش می‌کند ما را از درد و تهدید دور نگه دارد. حتی اگر یک تجربه برای ما مفید باشد، اگر با ترس، شرم یا درد همراه شود، ممکن است ذهنمان در برابر آن مقاومت کند.

شروع درمان نیز می‌تواند چنین احساسی ایجاد کند.

درمان ممکن است ما را با احساساتی روبه‌رو کند که مدت‌ها از آنها فاصله گرفته‌ایم؛ خاطراتی که ترجیح داده‌ایم به آنها فکر نکنیم، خشم‌هایی که بیان نکرده‌ایم یا نیازهایی که سال‌ها نادیده گرفته‌ایم.

بنابراین گاهی «نرفتن به درمان» نوعی اجتناب است؛ نه از سر بی‌نیازی، بلکه برای محافظت از خود در برابر چیزی که ذهن آن را دردناک یا تهدیدکننده می‌داند.

ترس از قضاوت شدن

یکی دیگر از موانع مهم، ترس از قضاوت شدن است.

ممکن است فرد با خودش فکر کند:

«اگر روانشناس بداند من چه فکرهایی دارم، درباره‌ام چه قضاوتی می‌کند؟»

«اگر درباره رابطه‌ام صحبت کنم، شاید بفهمد چقدر اشتباه کرده‌ام.»

«اگر بگویم حالم خوب نیست، یعنی آدم ضعیفی هستم؟»

این نگرانی‌ها طبیعی هستند. اما فضای درمان قرار نیست محل قضاوت یا سرزنش باشد. هدف روان‌درمانی ایجاد فضایی امن است که فرد بتواند در آن بدون نیاز به پنهان کردن یا توجیه کردن تجربه‌هایش، درباره آنچه می‌گذرد صحبت کند.

گاهی به رنج خودمان عادت می‌کنیم

یکی از دلایل مهم به تعویق انداختن درمان این است که انسان می‌تواند به شرایط نامطلوب نیز عادت کند.

اضطراب همیشگی، احساس تنهایی، نارضایتی از رابطه، بی‌انگیزگی یا فشار روانی ممکن است به مرور آن‌قدر آشنا شوند که فرد آنها را بخشی از زندگی عادی خود تصور کند.

در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که «حالمان بد است».

گاهی مسئله این است که دیگر نمی‌دانیم «حال خوب» چه شکلی است.

به همین دلیل ممکن است فرد زمانی به فکر درمان بیفتد که مشکل بسیار شدیدتر شده است.

«بعداً شروع می‌کنم» همیشه فقط یک تصمیم ساده نیست

به تعویق انداختن درمان می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد:

«الان وقتش را ندارم.»

«شرایطم بهتر شود، بعد شروع می‌کنم.»

«فعلاً خودم امتحان می‌کنم.»

«شاید خودش برطرف شود.»

البته گاهی واقعاً زمان یا شرایط مناسب برای شروع درمان وجود ندارد. اما اگر این جملات بارها و بارها تکرار شوند و مشکل همچنان باقی بماند، شاید بهتر باشد از خودمان بپرسیم:

آیا واقعاً برای شروع درمان آماده نیستم، یا از چیزی که ممکن است در مسیر درمان با آن روبه‌رو شوم می‌ترسم؟

همین سؤال ساده می‌تواند شروع یک مواجهه مهم با خودمان باشد.

درمان قرار نیست همه چیز را یک‌باره تغییر دهد

یکی از تصورات نادرست درباره روان‌درمانی این است که فرد باید از همان ابتدا آماده باشد درباره تمام مشکلاتش صحبت کند یا فوراً تغییر کند.

در واقع، درمان یک فرایند است.

گاهی اولین قدم فقط این است که بتوانیم بگوییم:

«نمی‌دانم دقیقاً چه اتفاقی برایم افتاده، اما احساس می‌کنم دیگر مثل قبل نیستم.»

همین نقطه می‌تواند آغاز شناخت بهتر خود و پیدا کردن مسیر مناسب برای ادامه باشد.

کمک گرفتن یعنی انتخاب مواجهه، نه تسلیم شدن

اجتناب معمولاً در کوتاه‌مدت احساس آرامش ایجاد می‌کند. وقتی از یک موقعیت، احساس یا موضوع دردناک فاصله می‌گیریم، اضطرابمان ممکن است برای مدتی کمتر شود.

اما اگر این الگو ادامه پیدا کند، مشکل اصلی ممکن است همچنان باقی بماند.

درمان به معنای مجبور کردن خودمان به روبه‌رو شدن با همه چیز به یکباره نیست. بلکه می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه به‌تدریج بفهمیم از چه چیزی اجتناب می‌کنیم، چرا این کار را انجام می‌دهیم و چگونه می‌توانیم با کمک یک متخصص، مواجهه‌ای امن‌تر و آگاهانه‌تر داشته باشیم.

از کجا بفهمیم زمان کمک گرفتن رسیده است؟

لازم نیست مشکل ما حتماً به نقطه بحرانی برسد تا برای دریافت کمک اقدام کنیم.

اگر یک مسئله برای مدت طولانی ذهن ما را درگیر کرده، روی روابط، کار، تحصیل یا زندگی روزمره‌مان تأثیر گذاشته، یا احساس می‌کنیم بار روانی آن بیشتر از چیزی است که به‌تنهایی می‌توانیم مدیریت کنیم، صحبت با یک روانشناس می‌تواند قدمی قابل بررسی باشد.

قرار نیست قبل از درمان همه پاسخ‌ها را داشته باشیم.

گاهی دلیل مراجعه همین است که هنوز پاسخ روشنی نداریم.


چرا پذیرفتن اینکه به کمک نیاز داریم دشوار است؟ نگاهی روان‌شناختی به درمان

اشتراک گذاری:

درباره نویسنده

author-image

پارمیدا کیانی راد

تولید محتوا

نظرات