
چرا باید از شکستهای فرزندانمان استقبال کنیم؟
در جهانی که کارنامههای پر از نمرههای عالی، رزومههای بینقص و داستانهای موفقیت اینستاگرامی را جشن میگیرد، بهراحتی میتوان فراموش کرد که شکست فقط بخشی از مسیر نیست؛ بلکه خودِ مسیر است.
از یادگیری چگونه راه رفتن، گفتن اولین کلمات و تشکیل روابط دوستانه گرفته تا ساختن یک مسیر شغلی موفق، رشد ما بهعنوان یک انسان به میزان تمایلمان برای تلاش کردن، ناکام شدن، بازاندیشی و دوباره تلاش کردن بستگی دارد.
اما چالش اینجاست: در تلاش برای محافظت از کودکان و نوجوانان در برابر ناامیدی، یا فراهم کردن همه امکانات برای موفقیتشان، ممکن است ناخواسته آنها را از همان تجربههایی دور کنیم که پایهگذار تابآوری، استقلال و اعتمادبهنفس واقعی هستند.
شکستها و اشتباهات نشانه ناکافی بودن نیستند!آنها نشانه این هستند که فرد در حال یادگیری، تجربه کردن امری جدید و ریسک کردن است.وقتی کودکان و نوجوانان با شکست روبهرو میشوند، چیزی بیشتر از یک تلنگر واقعیت نصیبشان میشود؛ آنها توانایی واقعی کسب میکنند و مهارتهای اساسی زندگی را می آموزند، مثل:
· تنظیم هیجان (مدیریت احساساتی مثل ناامیدی یا شرمندگی)
· حل مسئله (تشخیص خطا و یافتن علت آن)
· شفقت ورزی به خود (یاد گرفتن اینکه در لحظات سخت با خودشان مهربان باشند)
· پشتکار (تصمیم گرفتن برای دوباره تلاش کردن، حتی وقتی شرایط دشوار است)
اینها فقط مهارتهایی برای مدرسه یا کار نیستند؛ بلکه نقشی اساسی در تبدیل کردن کودکان به انسانهایی تابآور و انعطاف پذیر دارند.بسیار مهم است که بپذیریم شکستها و ناکامیها اتفاقات نادر یا مزاحمی در مسیر زندگی نیستند؛ آنها خودِ مسیر هستند.فرقی نمیکند کسی چقدر توانمند یا آماده باشد، شکست امری اجتنابناپذیر است.تلاش برای محافظت از کودکان در برابر هر نوع ناامیدی ـ با دخالت زودهنگام یا هموار کردن هر گونه چالش ـ شاید در لحظه کمککننده به نظر برسد، اما میتواند رشد بلندمدت آنها را بهطور جدی با محدودیت مواجه کند.
· تابآوری را سرکوب میکند:کودکانی که فرصت کوشش و تقلا کردن ندارند، بهندرت ابزارهای درونی لازم برای مدیریت مشکلات در آینده را به دست میآورند. ممکن است آنها وقتی بالاخره با یک شکست واقعی روبهرو شوند (که قطعاً خواهند شد)، احساس درهم شکسته شدن، اضطراب یا درماندگی کنند؛ چون هیچوقت مقابله با سختیها را تمرین نکردهاند.
· اعتمادبهنفس را تضعیف میکند: جالب است که اجتناب از شکست باعث افزایش اعتمادبهنفس در کودکان نمیشود. برعکس، آنها ممکن است آنقدر از شکست بترسند که بهطور کامل از رویارویی با چالشها دوری کنند و در نتیجه به کمالگرایی یا پرهیز افراطی از ریسک کردن کشیده شوند.
· انتظارات غیرواقعی ایجاد میکند: اگر موفقیت همیشه بهراحتی به دست بیاید، کودکان ممکن است فکر کنند هر چیزی جز کمال مطلق به معنای آن است که «آنها به اندازه کافی خوب نیستند». این طرز فکر میتواند زمینهساز اضطراب، فرسودگی و ترس از امتحان کردن چیزهای جدید شود.
· یادگیری عمیق را محدود میکند:شکست یکی از ثمربخشترین معلمان زندگی است. وقتی چیزی درست پیش نمیرود، ما مجبور میشویم با نگرش انتقادی فکر کنیم، بازاندیشی کنیم، خود را تطبیق دهیم و دوباره تلاش کنیم. با کنار گذاشتن این فرایند، فرصت رشد فکری و هیجانی را از کودکان دریغ کردهایم.
بهجای برداشتن موانع موجود در مسیر، باید به کودکان و نوجوانان کمک کنیم تا با کنجکاوی و شجاعت با دشواریها روبهرو شوند.
این یعنی به آنها فرصت بدهیم که کوشش کنند، اجازه بدهیم اشتباه کنند و در عین حال هنگام مواجهه با پیامدها، در کنارشـان باشیم و حمایتشان کنیم. به این دلیل که آنچه آنها را برای زندگی آماده میکند، یک پیشینه بیعیبونقص نیست؛ بلکه تجربه زمین خوردن و یاد گرفتنِ دوباره برخاستن است.
بهعنوان والد، طبیعی است که بخواهید از فرزندتان در برابر ناراحتی و سختی محافظت کنید و دیدن تقلای فرزندتان برایتان دشوار باشد.اما مهم است به یاد داشته باشیم که نجات دادن مداوم کودکان از سختی، ناراحتی یا شکست، میتواند به رشد آنها آسیب بزند!در ادامه چند راهکار برای کمک به کودکان و نوجوانان در ساختن رابطهای سالم با ناکامیها و شکستها آورده شده است:
1-در برابر میل به نجات دادن مقاومت کنید:اگر فرزندتان مشقش را فراموش کرد یا موعد تحویل کاری را از دست داد، سعی کنید فوراً دخالت نکنید. در فضایی حمایتی بگذارید با پیامد کارهایش مواجه شود و درباره اینکه دفعه بعد چه کار متفاوتی میتواند انجام دهد، صحبت کنید.
2- تلاش و کوشش را عادیسازی کنید:از تجربههای شخصی شکست خودتان بگویید؛ مثلاً شغلی که به دست نیاوردید یا اشتباهی که در محیط کار داشتید، و توضیح دهید چه چیزی از آن یاد گرفتید. این کار به بچهها کمک میکند تا بفهمند شکست به معنای «پایان» نیست، بلکه اغلب به معنای «آغاز» است.
3-بهجای تمرکز صرف بر دستاورد نهایی، تلاش و ریسکپذیری را تحسین کنید: بهجای اینکه فقط نمرههای عالی یا عملکردهای بینقص را تحسین کنید، شجاعتی را تحسین کنید که فرزندتان برای امتحان کردن چیزی جدید نشان داده، بهویژه وقتی نتیجه مشخص نبوده است. میتوانید بگویید: «بهت افتخار میکنم که خودت را به چالش کشیدی» یا «امتحان کردنش واقعاً شجاعت میخواست».
4-فضاهای امنی برای شکست ایجاد کنید: فرزندتان را به سرگرمیها، فعالیتها یا چالشهایی دعوت کنید که در آنها موفقیت تضمینشدهای وجود ندارد. چه شرکت در تیم ورزشی باشد، چه یاد گرفتن یک ساز موسیقی یا شرکت در یک نمایشگاه علمی، فرایند مهمتر از خودِ نتیجه، است.
بیایید به کودکان و نوجوانان کمک کنیم تا بفهمند شکست یک بنبست نیست، بلکه دریچهای به سوی رشد و ماجراجویی است!